اسم

ترموستات

(تِ مُ سْ) [ انگ. ] (اِ.) دریچه‌ای اتوماتیکی که نسبت به حرارت حساس است. این دریچه از مخزن سربسته‌ای تشکیل شده که در اطراف مخزن فنری قرار گرفته‌است که در گرما به علت انبساط مایع مخزن منبسط و در اثر سرما به دلیل منقبض شدن مایع، بسته می‌شود.

    ترن

    (تِ رَ) [ فر. ] (اِ.) قطار، راه آهن.

      ترنا

      (تُ) (اِ.) شال کمر یا هر پارچه‌ای که آن را مانند گیسو بافته، شلاق مانندی درست کنند و در بازی ترنابازی، بازنده را با آن بزنند.

        ترنانه

        (تَ نِ) (اِمر.) هر چیز که آن را با نان بخورند، مانند: ماست، شیر.

          ترنج

          (تُ رُ یا رَ)(اِ.)
          ۱- چین و شکن.
          ۲- سخت در هم فشرده.

            ترنج

            (~.) (اِ.) نقشی است در میانه قالی یا قالیچه که آمیزه‌ای است از گل و برگ و شاخه‌های اسلیمی.

              ترنج

              (تُ رَ) (اِ.)
              ۱- بالنگ.
              ۲- میوه درخت بالنگ.

                ترنجبین

                (تَ رَ جَ) [ معر. ] (اِمر.) شیرابه‌های برگ و ساقه‌های گیاه خارشتر که ملین بوده و جوشانده آن برای سرفه و درد سینه مفید است.

                  Scroll to Top