اسم

تخمار

(تُ) (اِ.) تیری که به جای پیکان گرهی داشته باشد.

    تخماق

    (تُ) [ تر. ] (اِ.)
    ۱- قطعه چوب سنگین دسته دار که با آن کلوخ یا چیز دیگر را می‌کوبند.
    ۲- افزار چوبی که بر سر میخ زنند تا میخ در زمین خوب فرو رود و استوار باشد.

      تخمدان

      (تُ) (اِمر.)
      ۱- عضوی در پستانداران که نطفه در آن منعقد می‌شود.
      ۲- قسمت اصلی گل که در آن یک یا چند تخمک وجود دارد.

        تخمه

        (تُ مِ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- اصل، نسب.
        ۲- دانه‌های داخل خربزه، هندوانه و کدو که آن‌ها را تف داده و آجیل سازند.

          تخوم

          (تُ خُ) [ ع. ] (اِ.) حد فاصل میان دو زمین.

            تخفیفه

            (تَ فِ) (اِ.) دستار کوچکی که هنگام خواب به سر پیچند.

              تخله

              (تَ لَ) (اِ.)
              ۱- نعلین، عصا.
              ۲- تراشه و ریزه هر چیزی.

                پیمایش به بالا