اسم

تراب

(تُ) [ ع. ] (اِ.) خاک زمین. جِ اتربه.

    تراجم

    (تَ جِ) [ ع. ] (اِ.)جِ ترجمه.
    ۱- گزارش‌ها.
    ۲- شرح حال‌ها.

      تدنیس

      (تَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) شوخگین کردن، به چرک آلودن، ریمناک کردن.
      ۲- (اِمص.) شوخگینی، چرکینی ؛ ج. تدنیسات.

        تدوین

        (تَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) فراهم آوردن.
        ۲- تألیف کردن.
        ۳- (اِمص.) گردآوری.
        ۴- تألیف.

          تذکره

          (تَ کِ رِ) [ ع. تذکره ] (اِ.)
          ۱- آنچه موجب یادآوری شود.
          ۲- گذرنامه.
          ۳- کتابی که در آن زندگی نامه شعرا، دانشمندان و… نوشته شده باشد.

            تذکیر

            (تَ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) یاد کردن، به یاد آوردن، پند دادن.
            ۲- (اِمص.) یادآوری پند – دهی. ج. تذکیرات.

              تدبیر

              (تَ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) به پایان کاری اندیشیدن.
              ۲- اندیشیدن.
              ۳- مشورت کردن.
              ۴- (اِمص.) پایان بینی.
              ۵- شور، مشورت.

                تخماق

                (تُ) [ تر. ] (اِ.)
                ۱- قطعه چوب سنگین دسته دار که با آن کلوخ یا چیز دیگر را می‌کوبند.
                ۲- افزار چوبی که بر سر میخ زنند تا میخ در زمین خوب فرو رود و استوار باشد.

                  پیمایش به بالا