اسم

تبنک

(تَ بَ) (اِ.) قالبی که در آن فلز گداخته ریزند.

    تبنگو

    (تَ بَ) (اِ.)
    ۱- زنبیل، سبد.
    ۲- ظرفی که در آن نان یا غله ریزند.

      تبع

      (تُ بَّ) [ ع. ] (اِ.) عنوان پادشاهان یمن ؛ ج. تبابعه.

        تبعت

        (تَ بِ عَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- نتیجه ناگوار، نتیجه بد.
        ۲- رنج، سختی.

          تبعیض

          (تَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) تقسیم و جدا کردن بعضی را از بعضی.
          ۲- (اِمص.) بعضی را بر بعضی برتری دادن. ؛~ نژادی برتر شمردن نژادی نسبت به نژاد دیگر.

            پیمایش به بالا