(تُ تُ) (اِ.) چادر، پرده بزرگ.
(تُ) [ تر. ] (اِ.) نوعی آش که با آرد گندم میپزند.
(تَ تِ مِّ) [ ع. تتمه ] (اِ.) باقی مانده از چیزی.
(تَ قُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) سنگین شدن. ۲- (اِمص.) سنگینی.
(تَ وُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) دهن دره کردن، خمیازه کشیدن. ۲- (اِ.) دهن دره، خمیازه.
(تَ) (اِ.) اضطراب، بی قراری.
(تَ لِ) (اِ.) پهن گاو.
(تَ چِ)(اِمر.)۱ – سیلی، آسیب. ۲- نوعی اسلحه گرم.
(تَ بَ جِ) (اِ.) = تپانچه: سیلی که به صورت زنند؛ تپانچه، طپانچه.
(~.) (اِ.) ۱- آوازی را گویند که بلند و تند باشد. ۲- دف، دهل.