اسم

نبیذ

(نَ) [ معر. ] (اِ.) = نبید: شراب، شراب خرما یا کشمش. ج. انبذه.

    نبیسه

    (نَ سَ یا س) (اِ.) = نواسه. نواسی. نپسه. نپس. نبسه: فرزندزاده، پسرزاده.

      نبسه

      (نَ بَ س) (اِ.) =نبتسه: نوه، فرزندزاده.

        نبض

        (نَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- ضربان قلب.
        ۲- جنبیدن رگ.

          نبط

          (نَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- نخستین آبی که از چاه – – به هنگام حفر آن – – ظاهر شود.
          ۲- غور آب.
          ۳- غور مرد، باطن وی.

            نبع

            (نَ) [ ع. ] (مص م.)
            ۱- برآمدن آب از چاه، جوشیدن آب از چشمه.
            ۲- ظاهر شدن امری از کسی.
            ۳- (اِ.) راش.

              نبق

              (نَ) [ ع. ] (اِ.) میوه درخت کنار را گویند که برگ‌هایش را خشک کرده پس از کوبیدن به نام سدر جهت شستشوی بدن بکار می‌برند.

                پیمایش به بالا