نبک
(نَ) (اِ.) زهاب، جایی کنار چشمه یا رودخانه که آب باریکی از آن خارج میشود.
(نَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) روییدن گیاه، رستن.
۲- (مص م.) رویانیدن زمین گیاه را.
۳- (اِمص.) رویش، بالش.
۴- (اِ.) آن چه که روید، گیاه، نبات.
(نَ تَ) (اِ.) دایره مویینی که در پیشانی یا در گردن اسب موجود باشد و آن را یکی از نشانههای نیکو میشمرند ولی اگر در سینه یا زیر بغل باشد عیب دانند.
(لُ) [ انگ. ] (اِ.) ماده قالب پذیر ساخته شده از ترکیبات پلی آمید مصنوعی با مولکولهای درشت به صورت ورقه یا الیاف. این الیاف ورقههای دارای استحکام و قابلیت ارتجاع هستند.