اسم

تا

[ په. ] (اِ.) عدد، شمار.

    تاب

    (اِ.)
    ۱- توان، توانایی.
    ۲- طاقت، پایداری.
    ۳- صبر، شکیبایی.
    ۴- رنج.
    ۵- پیچش، اضطراب.

      تاب

      (اِ.) طنابی که دو سر آن را به درخت یا امثال آن ببندند و در میان آن بنشینند و در هوا به عقب و جلو روند.

        پیوند

        (پَ یا پِ وَ) (اِ.)
        ۱- پیوستگی، اتصال.
        ۲- بستگی، وصلت.
        ۳- خویشاوند، قوم.
        ۴- رشته‌هایی که ماهیچه‌ها را به یکدیگر متصل می‌کنند.
        ۵- وصل کردن شاخه درختی به درختی دیگر از همان نوع که میوه‌هایش نامرغوب است، برای بهتر شدن میوه‌ها.
        ۶- ترکیب.

          پینه

          (نِ) (اِ.)
          ۱- تکه پارچه‌ای که بر قسمت پاره شده جامه دوزند.
          ۲- پوست کلفت و ضخیم شده کف دست در اثر کار زیاد.

            پینه دوز

            (~.) (ا.) حشره کوچکی که بر پشت سرخ رنگ آن خال‌های سفید دارد، روی درخت زندگی می‌کند و از شته آن تغذیه می‌کند. کفش دوزک هم گویند.

              پیمایش به بالا