اسم

پیه سوز

(~.) (اِمر.) نوعی چراغ با ظرف سفالی یا فلزی که در آن پیه یا روغن کرچک را به جای نفت می‌ریختند و فتیله‌ای پنبه‌ای را برای روشن کردن در آن قرار می‌دادند.

    پیو

    (اِ.) پاره گل خشک شده، کلوخ.

      پیوره

      (پِ رِ) [ فر. ] (اِ.) بیماری لثه و دندان که بر اثر آن لثه‌ها عفونی و متورم شده، باعث خرابی ریشه دندان می‌شود.

        پیوس

        (اِ.) = بیوس:
        ۱- انتظار، امید.
        ۲- طمع، توقع.

          پیمانه

          (پَ یا پِ نِ) (اِمر.)
          ۱- ظرفی برای اندازه گیری غلات، مایعات و…
          ۲- جام شراب.
          ۳- مجازاً، شراب، نوشیدنی.

            پیمایش

            (پِ یِ) (اِمص.)
            ۱- پیمودن، طی کردن.
            ۲- اندازه گیری، مساحت کردن.

              پیمایش به بالا