اسم

پیراشکی

(اِ.)
۱- نوعی خوراک به صورت خمیر نان که در آن گوشت، مربا یا سبزی گذارند.
۲- نوعی نان روغنی.

    پیراهن

    (هَ) [ په. ] (اِ.) تن پوش، لباس. ؛ ~عثمان کردن بهانه کردن، دستاویز قرار دادن. ؛~ بیشتر پاره کردن کنایه از: سن و تجربه بیشتر داشتن.

      پیچه

      (چِ) (اِ.)
      ۱- نوعی روبند بافته شده از موی یال و دم اسب به رنگ سیاه که زنان بر چهره می‌زنند، نقاب، حجاب.
      ۲- گیس عاریه.
      ۳- سایبان بالای در.

        پیچی ئیل

        [ تر. ] (اِمر.) سال میمون، به حساب منجمان ترکستان نهمین سال از دوره اثناعشری.

          پیخ

          (اِ.)
          ۱- چرک، شوخ، مدفوع.
          ۲- قِی چشم.

            پید

            (اِ.)
            ۱- بی فایده، بی ارزش.
            ۲- تار و مار.

              Scroll to Top