پیچ و تاب
(چُ) (اِمر.)
۱- خم و شکن.
۲- رنج و مشقت.
(چِ)(اِمصغ.)۱ – پیاز خرد، پیاز کوچک.
۲- گونهای از پیاز و کوچک تر از پیاز که جزو سبزیهای خوردنی استفاده میشود.
(لِ) (اِ.)
۱- ظرفی که با آن شراب یا هر نوشیدنی دیگری را مینوشند.
۲- یکی از لوازم آتشگاه که در تشریفات دینی زرتشتیان به کار رود.
(~.) (اِ.) اسبابی الکترونیکی برای دریافت و ضبط پیام کسانی که به شماره معینی تلفن میکنند، منشی تلفنی.
(نُ) [ انگ. ] (اِ.) یکی از ابزارهای موسیقی که دارای شاسی است و با فشار سر انگشتان دست بر روی شاسیها نواخته میشود.