اسم

پند

(پَ) [ په. ] (اِ.)
۱- اندرز، نصیحت.
۲- عهد، پیمان.

    پند

    (~.) (اِ.)
    ۱- چاره، تدبیر، بند، فند، مکر، حیله.
    ۲- فن کشتی گیری، حیله کشتی.

      پنجک

      (پَ جَ) (اِ.) = پنجه:
      ۱- پنجه دزدیده.
      ۲- نوعی رقص، رقص دستبند، فنجگان، چوپی.

        پنج

        و شش (پَ جُ ش ِ) (اِمر.) حواس پنجگانه و جهات شش گانه.

          پنج پا

          (پَ) (اِمر.)
          ۱- خرچنگ.
          ۲- برج چهارم از دوازده برج فلکی، برج سرطان.

            پنج پوشیده

            (~. دِ) (اِمر.) خمسه محتجبه‌است و آن پنج علم است: اول کیمیا، دوم لیمیا، سوم سیمیا، چهارم ریمیا، پنجم هیمیا.

              پنج تن

              (~. تَ) (اِمر.) پنج تن آل عبا، خمسه آل عبا، خمسه طیبه: مراد محمد رسول الله (ص)، علی (ع)، فاطمه (س)، حسن (ع)، حسین (ع) است.

                پنج سیری

                (پَ) (اِمر.)
                ۱- وزنه‌ای معادل ۳۷۵ گرم.
                ۲- مقدار عرقی که در یک بطری می‌ریختند.

                  پیمایش به بالا