اسم

پستاندار

(پِ) (اِمر.) رده‌ای از جانوران مهره دار خون گرم اغلب دارای بدن پوشیده از پشم یا مو به ویژه دارای غده‌های پستانی در ماده‌ها و معمولاً بچه زا. ج. پستانداران.

    پستانک

    (پِ نَ) (اِمصغ.) وسیله‌ای پلاستیکی به شکل سرپستان برای مکیدن کودکان شیرخوار.

      پس لرزه

      (پَ. لَ زِ) (اِ.) لرزه‌های بعدی و معمولاً خفیف تری که پس از یک زمین لرزه روی می‌دهد.

        پس نماز

        (پَ. نَ)(اِ.)آن که پشت امام نمازگزارد، مأموم. مق پیش نماز.

          پساک

          (پَ) (اِ.) = بساک: تاجی که از انواع گل‌ها درست می‌کردند و پادشاهان و بزرگان در جشن‌ها و مراسم دیگر بر سر می‌گذاشتند.

            پساوند

            (پَ وَ) (اِمر.)
            ۱- قافیه شعر.
            ۲- جزوی که به آخرکلمه اضافه شود و تغییری در معنی آن دهد.

              پیمایش به بالا