اسم

پس افت

(پَ. اُ) (اِ. ص.)
۱- بدهی عقب افتاده.
۲- اندوخته، ذخیره.

    پژ

    (پَ)(اِ.)
    ۱- چرک، پلیدی.
    ۲- کهنه، مندرس.

      پژ

      (پَ) (اِ.)
      ۱- کتل.
      ۲- زمین پست و بلند.

        پژاوند

        (پَ وَ) (اِمر.) = پژوان. پژوند:
        ۱- چوبی که برای محکمی در، پشت آن افکنند تا کسی نتواند باز کند.
        ۲- چوبی که جامه را به وقت شستن بر او زنند؛ چوب گازران، کدین.

          پژند

          (پَ ژَ) (اِ.) گیاهی است خودرو و خوشبو مانند اسفناج که خام و پخته آن را می‌خورند.

            پژهان

            (پُ) (اِ.) = بژهان: آرزو، غبطه، خواهش دل.

              پیمایش به بالا