اسم

پرنسیب

(پِ رَ) [ فر. ] (اِ.)
۱- اصل، اساس.
۲- اصول اخلاق.
۳- اصول آداب و معاشرت.

    پرنگ

    (پَ رَ) (اِ.)
    ۱- برق شمشیر.
    ۲- شمشیر جوهردار.

      پرنیان

      (پَ) (اِ.)
      ۱- حریر منقش، دیبای چینی.
      ۲- پارچه ابریشمی گل دار.
      ۳- پرده نقاشی.

        پره

        (پَ رِ یا پَ رِّ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- حلقه و دایره لشکر از سوار و پیاده.
        ۲- کناره چیزی، پهلو.
        ۳- دندانه چرخ و دولاب.
        ۴- جزوی از قفل که قفل با آن محکم می‌شود.

          پرهازه

          (پَ زِ یا زَ) (اِ.) رکوی سوخته و چوب پوسیده که بر زیر سنگ چخماق نهند و چخماق زنند تا آتش در آن گیرد.

            پرهون

            (پَ) (اِ.)
            ۱- هر چیز دایره مانند میان تهی، طوق، گردنبند.
            ۲- هاله، خرمن ماه.

              پیمایش به بالا