اسم

پرمه

(پِ مَ یا مِ) (اِ.) = پرمهه: کاهلی در کارها.

    پرن

    (پَ رَ) (اِ.)
    ۱- دیبای منقش و لطیف.
    ۲- پل، مرز.

      پرند

      (پَ رَ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- حریر ساده، ابریشم بی نقش.
      ۲- شمشیر، شمشیر جوهردار.

        پرنداخ

        (پَ رَ) (اِ.) تیماج، سختیان، تسمه یا کمربند که از تیماج درست کنند.

          پرندگان

          (پَ رَ دِ) (اِ.) جِ پرنده ؛ رده بزرگی از شاخه ذی فقاران که خون گرمند و بدنشان دارای حرارت ثابتی است و اندام‌های جلو آن‌ها به علت پرواز در هوا به صورت بال درآمده و بدنشان نیز پوشیده از پر می‌باشد، طیور.

            پرماه

            (پَ) (اِ.) افزاری باشد که حکاکان و درودگران با آن مروارید و چوب و تخته را سوراخ کنند. مته و مثقب و پرمه و برمه و برماه و برماهه نیز گویند.

              پیمایش به بالا