پرگار
(پَ) (اِ.)
۱- ابزاری برای کشیدن اشکال هندسی.
۲- فلک.
۳- بخت و اقبال.
(پُ س ِ) (اِمص.)
۱- احوالپرسی، عیادت.
۲- تسلیت.
۳- آمار، شمار.
۴- مراسم دیدار با بازماندگان کسی که مردهاست.
۵- مجلس ترحیم.
(پِ سُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- شخص مشهور، شخص مهم.
۲- شخص بازی، کسی که در حوادث و موضوع نمایشنامه یا داستان باشد.
(پَ رْ وُ) (اِ.) گیاهی است پایا از رده سرخسها با ساقههای باریک و برگهای ریز که در جاهای گرم و مرطوب میروید.
(پَ رِ) (اِمص.)
۱- پرواز، پریدن.
۲- جهش. ~۳ – پریدن و خیزش برداشتن از روی زمین با وسیله یا بدون وسیله که در ورزش انواع مختلف دارد: سه گام، خرک، با اسب، با چتر و همانند آن. ؛~ ارتفاع نوعی پرش است که ورزشکار باید از روی طناب یا مانعی بپرد. ؛ ~با نیزه پریدن از ارتفاع به وسیله نیزهای دراز. ؛~ طول پریدن و جهش به جلو بدون وجود مانع.