اسم

پت پت

(پِ. پِ) (اِصت.) صدای فتیله چراغ چون روغنش تمام شود یا در آن آب باشد.

    پتاره

    (پَ رِ) (اِ.) قلم موی درشت که با آن آهار به پارچه می‌زنند.

      پتاس

      (پُ) [ فر. ] ( اِ.) جسمی سفید رنگ و محکم و باریک جهت سفید کردن پارچه، تهیه صابون و جوهر قلیا.

        پتاسیم

        (پُ یُ) [ فر. ] (اِ.) عنصری فلزی با حرف اختصاری K، نقره‌ای رنگ و نرم که در برابر هوا و آب خود به خود آتش می‌گیرد و به صورت کلرو در آب دریاها و به صورت نیترات در شوره زارها دیده می‌شود.

          پتانسیل

          (پُ یِ) [ انگ. ] (اِ.)
          ۱- ظرفیت انجام کار، توانایی برای کار.
          ۲- کاری که میدان گرانسی یا میدان الکتروستاتیکی، با علامت مخالف، انجام می‌دهد تا واحد جرم یا واحد بار الکتریکی مثبت از نقطه مرجع تا نقطه مورد نظر جابه جا شود. (فره).

            پتر

            (پَ تَ) [ هند. ] ( اِ.) قطعه‌ای از طلا، نقره، مس، برنج و مانند آن که بر روی آن طلسمات و تعویذ نقش کنند.

              پتروشیمی

              (پِ رُ) [ انگ. ] ( اِ.) دانش و فنی که به بررسی و استخراج مشتقات نفتی و گاز طبیعی و ساخت و ترکیب فرآورده‌های حاصل از آن‌ها می‌پردازد.

                پتک

                (پُ) ( اِ.) چکش بزرگ فولادین که آهنگران با آن آهن و پولاد و مانند آن را کوبند.

                  پایه

                  (یِ) [ په. ] (اِ.)
                  ۱- شالوده، اساس.
                  ۲- رتبه، درجه.
                  ۳- ستون چهارگوش و بلند.
                  ۴- میله یا ستونی که چیزی روی آن قرار گیرد.
                  ۵- جنسیت گیاه (یک پایه یا دو پایه).

                    Scroll to Top