اسم

پالس

[ انگ. ] (اِ.)
۱- تکان.
۲- ضربان.
۳- نبض. ؛ ~ تلفن مدت زمان معینی برای مکالمات تلفنی درون شهری.

    پالغ

    (لُ) ( اِ.) پیمانه‌ای که از شاخ کرگدن یا گاو یا عاج فیل یا چوب درست کنند.

      پالاد

      ( اِ.)
      ۱- مطلق اسب.
      ۲- اسب نوبتی، جنیبت.

        پالار

        ( اِ.) تیر بزرگی که در سقف خانه به کار می‌رود.

          پالان

          ( اِ.) پوششی ضخیم انباشته از کاه، پشم یا پوشال که بر پشت ستور می‌نهند برای نشستن یا بار نهادن. ؛ ~ کسی کج بودن کنایه از: رفتاری غیراخلاقی و ناروا داشتن.

            پاکلاغی

            (کَ) (اِمر.)
            ۱- گیاهی است که برگ آن به پنجه کلاغ می‌ماند و در بهار می‌روید و آن را در آش و پلو و مانند آن می‌ریزند؛ رجل الطیر، رجل الغراب و قازایاغی نیز گویند.
            ۲- قسمی دوختن که بیشتر در کنار دستمال و رومیزی و مانند آن به کار می‌رود.
            ۳- نوعی خط شکسته ناخوانا و درهم.

              پاکنه

              (کَ نِ یا نَ) (اِمر.)
              ۱- جای پا یا پله‌ای که در کاریز و قنات و مانند آن کنده باشند.
              ۲- جایی از تون که تونتاب برای تیز کردن آتش ایستد.

                پیمایش به بالا