پالس
[ انگ. ] (اِ.)
۱- تکان.
۲- ضربان.
۳- نبض. ؛ ~ تلفن مدت زمان معینی برای مکالمات تلفنی درون شهری.
[ انگ. ] (اِ.)
۱- تکان.
۲- ضربان.
۳- نبض. ؛ ~ تلفن مدت زمان معینی برای مکالمات تلفنی درون شهری.
( اِ.) پوششی ضخیم انباشته از کاه، پشم یا پوشال که بر پشت ستور مینهند برای نشستن یا بار نهادن. ؛ ~ کسی کج بودن کنایه از: رفتاری غیراخلاقی و ناروا داشتن.
(کَ) (اِمر.)
۱- گیاهی است که برگ آن به پنجه کلاغ میماند و در بهار میروید و آن را در آش و پلو و مانند آن میریزند؛ رجل الطیر، رجل الغراب و قازایاغی نیز گویند.
۲- قسمی دوختن که بیشتر در کنار دستمال و رومیزی و مانند آن به کار میرود.
۳- نوعی خط شکسته ناخوانا و درهم.
(کَ نِ یا نَ) (اِمر.)
۱- جای پا یا پلهای که در کاریز و قنات و مانند آن کنده باشند.
۲- جایی از تون که تونتاب برای تیز کردن آتش ایستد.