اسم

پالانه

(نِ) (اِ.) طبقه‌ای از خشت که روی آجر تیغه سقف رساند.

    پالانی

    (اِ. ص.) اسبی که مخصوص بار و بنه بردن است، نه برای سواری.

      پالاون

      (وَ) (اِمر.) صافی، ظرف فلزی سوراخ سوراخ که با آن چیزها را صاف کنند، آبکش.

        پالت

        (لِ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- شستی نقاشی (تخته رنگ).
        ۲- سکوی قابل حمل بیشتر از جنس چوب برای جابه جا کردن مواد و بسته‌ها.
        ۳- سازه‌های مسطح و کوچک چوبی که زیر بار قرار دهند تا بتوان آن را با افرازه بلند کرد. بارکف. (فره).

          پالتو

          (تُ) [ فر. ] ( اِ.) لباسی ضخیم که مردم برای گرم نگاه داشتن بدن روی لباس‌های دیگر می‌پوشند.

            پالس

            [ انگ. ] (اِ.)
            ۱- تکان.
            ۲- ضربان.
            ۳- نبض. ؛ ~ تلفن مدت زمان معینی برای مکالمات تلفنی درون شهری.

              پیمایش به بالا