اسم

ناقل

(قِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- حمل کننده، جابه جا کننده.
۲- نقل کننده، روایت کننده، ۳- انتقال دهنده.

    ناقه

    (قِ) [ ع. ناقه ] (اِ.) شتر ماده. ؛ ~ بر بلندی راندن کنایه از: کاری را آشکار کردن، کاری را آشکارانه انجام دادن.

      ناف

      [ په. ] (اِ.)
      ۱- سوراخ مانندی در وسط شکم.
      ۲- میان هر چیزی. ؛~ کسی را به نام کسی بریدن آن راهنگام تولد نامزد این کردن. ؛به ~ کسی بستن الف – به مقدار فراوان به کسی خوراندن. ب – نثار کسی کردن.

        نافث

        (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- آن که به جادویی ورد می‌خواند و می‌دمد، ساحر، جادوگر.
        ۲- شعبده باز.

          نافخ

          (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- آن که می‌دمد، کسی که پف می‌کند، دمنده (در آتش و خیک).
          ۲- غذایی که نفخ آورد، باددار.

            ناطف

            (طِ) [ ع. ]
            ۱- (ص.) آن چه از مالیات که روان باشد.
            ۲- (اِ.) نوعی حلوا، شکرینه.

              ناطق

              (طِ) [ ع. ]
              ۱- (اِفا.) نطق کننده، گوینده.
              ۲- سخنران، خطیب.
              ۳- اموال جاندار مانند: چهارپا، غلام.

                پیمایش به بالا