اسم

ناطف

(طِ) [ ع. ]
۱- (ص.) آن چه از مالیات که روان باشد.
۲- (اِ.) نوعی حلوا، شکرینه.

    ناطق

    (طِ) [ ع. ]
    ۱- (اِفا.) نطق کننده، گوینده.
    ۲- سخنران، خطیب.
    ۳- اموال جاندار مانند: چهارپا، غلام.

      ناطور

      [ ع. ] (اِ.)
      ۱- باغبان، نگهبان کشتزار.
      ۲- نگهبان.

        ناظر

        (ظِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- نظرکننده، بیننده.
        ۲- کسی که بر کاری نظارت و رسیدگی می‌کند.
        ۳- مباشر، کارگزار. ج. نظار.

          ناظم

          (ظِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- نظم دهنده، ترتیب دهنده.
          ۲- به نظم آورنده، شاعر.
          ۳- مسئول نظم و ترتیب در مدارس یا مؤسسات.

            ناشور

            (اِ.) پارچه نخی چرکتاب مانند متقال.

              پیمایش به بالا