اسم

پاچه

(چِ) (اِمصغ.)
۱- ساق پا.
۲- از زانو تا سر سم پای گوسفند و گاو.
۳- خوراکی که از دست و پای گوسفند درست کنند.
۴- یکی از دو لنگه شلوار.
۵- لبه پایینی شلوار. ؛ ~ کسی را گرفتن بی جهت کسی را آزار دادن.

    پاچه خیزک

    (~. زَ) (اِمر.)
    ۱- نوعی بازی با آتش.
    ۲- نوعی فشفه که به دور خود می‌چرخد، پاچه گزک، پاچه خزک.

      پاپ

      [ فر. ] (اِ.) پیشوای مذهب کاتولیک.

        پاتولوژی

        (تُ لُ) [ فر. ] (اِمر.) = پاتوبیولوژی: مطالعه فرآیند بیماری در یک اندام یا تمامی بدن برای شناخت ماهیت و علت‌های آن، آسیب شناسی (فره).

          پاپ کورن

          (کُ رْ) [ انگ. ] (اِ.) دانه پف کرده ذرت، ذرت پفکی. (فره).

            پاپاسی

            (اِ.) پشیز، مبلغ ناچیز. ؛ یک ~نداشتن هیچ نداشتن.

              پاپژ

              (پَ) (اِ.)
              ۱- زمین پست و بلند و ناهموار.
              ۲- گل کهنه و نرم.

                Scroll to Top