(بِ سْ) [ انگ. ] (اِمر.) از ورزشهای گروهی با توپ که شبیه بازی چوگان است.
(بِ) (اِ.) نک بیستار.
[ په. ] (اِ.) ۱- برابر با دو ده، نوزده به اضافه یک. ۲- کنایه از: بسیار عالی.
(اِ.) واژه ایست مانند: فلان، که اشاره به یک چیز یا شخص مجهول و نامعلوم است.
(اِمر.) حقوق و مقرری به سپاهیان.
(سُ) (اِ.) ۱- شتر جوان قوی. ۲- استر، قاطر.
[ فر. ] (اِ.) نوعی شیرینی که خشک و کم وزن است.
(ش ِ) [ په. ] (اِ.) ۱- نیزار، نیستان. ۲- جنگل کوچک.
(بِ) [ ع. ] (اِ.) تنگی، گرفتاری.
(هِ) (اِمر.) ۱- راه کج. ۲- بیابانی که راه به جایی نداشته باشد.