اسم

بیدمال

(اِمص.) پاک کردن زنگ از روی آیینه، شمشیر و سلاح‌های دیگر به وسیله چوب بید و چوب‌های دیگر.

    بیدمشک

    (مُ یا مِ) (اِمر.) درختی است از گونه بید، با شکوفه‌های معطر که عرق آن نشاط آور است.

      بیر

      (اِ.) حفظ، از بر کردن، حافظه.

        بیر

        (اِ.) جامه خواب، نهالی و توشک، بستر.

          بیر

          (اِ.)
          ۱- رعد و برق.
          ۲- صاعقه، طوفان.

            بیرزد

            (زَ) (اِ.) = بارزد. پیرژد. بیرزه. بیرزی. بارزد: براده فلزات.

              پیمایش به بالا