(~.) (اِ.) ۱- سنبوسه. ۲- آشی که با آرد گندم میپزند.
(~.) (اِ.) پولی که قماربازان پس از بردن به رسم انعام به حاضران دهند.
(رُ کْ) [ فر. ] (اِ.) دیوانسالاری ؛ حکومت سازمانهای اداری بر جامعه.
[ ع. ] (اِ.) حصیر، حصیری که از نی شکافته میبافند.
(~.) (اِ.) زنبور سیاه.
(بَ بُ) (اِ.) = بوزک. بوز: ۱- کفک. ۲- تنه درخت.
(کَ) (اِمر.) صفه، ایوان.
(زِ) (اِ.) شرابی که از آرد برنج و ارزن و جو تهیه کنند.
(نِ) (اِ.) میمون.
(اِ.) ۱- گرداب. ۲- سنگینی حال و تب و حرارت بدن.