بورانی
(اِمر.) نان خورشی که از اسفناج و کدو و بادنجان با ماست و کشک درست کنند.
(اِ.) مرغی است ماهیخوار با منقار کشیده و گردن دراز و دم کوتاه و پرهایی به رنگ سبز و سفید و آبی، در کنار رودخانهها مینشیند و ماهی شکار میکند. میگویند با وجود تشنگی شدید، آب نمیخورد زیرا میترسد که آب جهان تمام شود، از این رو غمخورک و غمخوارک هم نامیده میشود.
(بَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ بارد، بارده.
۱- شمشیرهای بران.
۲- چیزهای سرد و خنک.
۳- غنیمتهای با رنج.
(بَ) [ ع. ] (اِ.) زخم و ورم رگهای مقعد که حاد آن موجب خونریزی میشود و با عمل جراحی معالجه میشود.