اسم

بو

[ ع. ] (اِ.) در آغاز کنیه‌های عربی می‌آید: بوالقاسم، بوالفضل.

    بهمن

    (بَ مَ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- یکی از امشاسپندان.
    ۲- دوّمین روز از هر ماه خورشیدی.
    ۳- یازدهمین ماه سال خورشیدی و دومین ماه زمستان.
    ۴- توده بزرگ برفی که در اثر صدا یا هر محرک دیگر از کوه فرو می‌ریزد.
    ۵- از الحان قدیم ایرانی.
    ۶- گیاهی دو ساله و سبز رنگ با گلی زرد که ریشه آن مصرف دارویی دارد.

      بهمنجنه

      (بَ مَ جَ نِّ) [ معر. ] (اِمر.) جشنی که در دومین روز از ماه بهمن (که به همین نام می‌باشد) در ایران باستان برگزار می‌شد.

        بهنانه

        (بَ نَ) (اِ.) بوزینه، میمون. پهنانه هم گویند.

          بهنانه

          (بَ نَ یا نِ) [ ع. بهنانه ] (اِ.)
          ۱- زن خوشروی و نرم گفتار.
          ۲- زن خوشبوی.

            بهو

            (بَ) (اِ.)
            ۱- صفه.
            ۲- ایوان.
            ۳- کوشک.
            ۴- بالاخانه.

              بهیار

              (بِ) (اِ.) پرستار، آن که پس از طی دوره‌های خاصی اجازه دارد بخشی از وظایف پرستاران را انجام دهد.

                بهرام

                (بَ) [ په. ] (اِ.) در آیین زردشتی یکی از ایزدان است وی یار ایزدمهر و پاسبان عهد و پیمان و موکل به روز بیستم هر ماه شمسی (موسوم به بهرام) است.

                  پیمایش به بالا