اسم

بهایم

(بَ یِ) [ ع. بهائم ] (اِ.) جِ بهیمه ؛ چار – پایان، ستوران.

    بهت

    (بُ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- کذب، دروغ.
    ۲- افترا.

      بهجت

      (بِ یا بَ جَ) [ ع. بهجه ]
      ۱- (مص ل.) شادمان شدن.
      ۲- (اِمص.) زیبایی.
      ۳- سرور، شادی.

        بهاره

        (بَ رِ) (اِمر.)
        ۱- کشت و زراعتی که در فصل بهار انجام می‌شود.
        ۲- شکوفه درخت به ویژه مرکبات.

          بهاریه

          (بَ یِّ) (اِ.) اشعاری که درباره فصل بهار گفته شود.

            به لیمو

            (بِ) [ فا – سنس. ] (اِ.)
            ۱- درختچه‌ای از تیره شاه پسندیان که برگ‌های آن طعم تند و کمی تلخ دارد و گل‌های کوچکش به صورت سنبله‌های متعدد در انتهای محور ساقه می‌روید.
            ۲- شربتی که از جوشاندن میوه به و اضافه کردن آب لیمو تهیه می‌شود.

              بها

              (بَ) (اِ.) قیمت، ارزش، نرخ.

                پیمایش به بالا