اسم

بلوط

(بَ) [ په. ] (اِ.) درختی است تناور با برگ‌های شکافدار و گل‌های دراز و آویخته و زردرنگ. میوه اش بیضی شکل است و درون آن د انه‌ای قرار دارد که هم آن را بریان کرده می‌خورند و هم از آرد آن نان می‌پزند. چوبش سخت و محکم است، از آن در نجاری و ساختن قایق استفاده می‌شود. در تنه و شاخه‌های این درخت ماده‌ای به نام مازو وجود دارد که از آن در طب و داروسازی و نیز ساختن مرکب استفاده می‌کنند.

    بلوک

    (بُ لُ) (اِ.)
    ۱- ناحیه‌ای شامل چند قریه و ده.
    ۲- جماعت، دسته.

      بلوک

      (~.) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- چند کشور متحد که دارای مرام و روش سیاسی یکسان باشند.
      ۲- قطعه زمین.
      ۳- قطعه‌ای از مصالح ساختمانی.
      ۴- ظرفی که در آن شراب خورند.

        بلوی

        (بَ وا) [ ع. ] (اِمص.)
        ۱- آزمایش، آزمون.
        ۲- سختی، گرفتاری.
        ۳- شورش.

          بلیت

          (بِ) [ فر. ] (اِ.) = بلیط: تکه کاغذ چاپ شده برای ورود به سینما، اتوبوس، هواپیما، راه آهن و غیره.

            بلیه

            (بَ یِّ) [ ع. ] (اِ.) گرفتاری، سختی. ج. بلایا.

              بلوا

              (بَ) [ ع. بلوی ] (اِ.)
              ۱- شورش، آشوب.
              ۲- سرکشی.

                پیمایش به بالا