اسم

بلغه

(بُ غَ) [ ع. بُلغَه ] (اِ.) غذای یک روزه.

    بلد

    (بَ لَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- شهر. ج. بلاد، بلدان.
    ۲- زمین، ناحیه.
    ۳- آن که راه را می‌شناسد و دیگران را راهنمایی می‌کند.

      بلده

      (بَ لَ دِ) [ ع. بلده ] (اِ.)
      ۱- شهر. ج. بلاد.
      ۲- ناحیه، زمین.

        بلسک

        (بِ لِ یا بُ لُ) (اِ.)
        ۱- سیخ آهنی که یک سر آن پهن باشد برای جدا کردن نان از تنور.
        ۲- سیخ کباب.

          بلشویسم

          (بُ ش ِ) [ روس. ] (اِ.) اصول عقیدتی که به وسیله لنین و براساس اصول مارکسیسم تدوین و تنظیم شد و مورد پذیرش حزب کمونیست اتحاد شوروی سابق قرار گرفت. ویژگی‌های این تفکر عبارت است از: اعتقاد به مارکسیسم و ترکیب آن با سنت مردم باوری (پوپولیسم) روسی و داشتن سازمان متمرکز حزبی، انقلاب خواهی و مبارزه با رفرمیسم.

            بلغار

            (بُ) (اِ.)پوست‌های رنگین دباغی شده خوشبوی.

              پیمایش به بالا