بقول
(بَ) (اِ.) بُنشن، ج. بقولات.
(بَ یَّ تُ سْ سَ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- کسانی که از دَم تیغ دشمن جان به در بردهاند.
۲- بازمانده، بجا مانده.
(بَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جایی که در آن درختان گوناگون باشد.
۲- نام گورستانی در مدینه که آرامگاه بسیاری از نزدیکان پیامبر در آنجاست.
(بُ) (اِ.)
۱- نوعی کوزه دهن تنگ که گردنش کوتاه و شکمش پهن و گرد است، تنگ.
۲- نوعی غلیان سفالین، غلیان بک. غلیان بک: نوعی غلیان سفالی.
(بَ) [ انگ. ] (اِ.) در فوتبال به بازیکنان مدافع گفته میشود که جلویِ دروازه بان و پشت سر بازی کنان دیگر قرار دارند.
(بَ هَ) [ انگ. ] (اِ.) ضربهای که به توپ با پشت راکت در بازیهایی چون تنیس و تنیس روی میز زده میشود.