اسم

بک هند

(بَ هَ) [ انگ. ] (اِ.) ضربه‌ای که به توپ با پشت راکت در بازی‌هایی چون تنیس و تنیس روی میز زده می‌شود.

    بفج

    (بَ) (اِ.)
    ۱- کف دهان.
    ۲- آب دهان. بفج، بفچ هم گفته شده.

      بقاع

      (بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ بقعه ؛ خانه‌ها، سرای‌ها.

        بقایا

        (بَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بقیه.
        ۱- باقی مانده‌ها.
        ۲- آثار، رسوم.
        ۳- مالیات پس افتاده.

          بغل

          (بَ) [ ع. ] (اِ.) استر، قاطر. ج. بغال.

            بغل

            (بَ غَ) (اِ.)
            ۱- پهلو، کنار.
            ۲- جانب، طرف.

              بغلطاق

              (بَ غَ) (اِ.)
              ۱- کلاه.
              ۲- نوعی لباس گشاد، برگستوان. بغتان و بغلتان نیز گویند.

                بغلک

                (بَ غَ لَ) (اِ.)
                ۱- غده‌ای که زیر بغل پیدا شود.
                ۲- دامن لباس.

                  پیمایش به بالا