اسم

بشل

(بِ شَ) (اِ.)
۱- درهم آمیخته، به هم چسبیده.
۲- درهم آمیختگی.

    بشر

    (بَ شَ) [ ع. ] (اِ.) مردم، آدمی، انسان.

      بشره

      (بَ شَ رِ) [ ع. بشره ] (اِ.)
      ۱- بیرونی ترین بخش پوست گیاهان.
      ۲- بخش سطحی پوست بدن جانوران و انسان.

        بشری

        (بُ را) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) مژده دادن.
        ۲- (اِ.) مژده، مژدگانی.

          بشریت

          (بَ شَ یَّ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- وضع یا کیفیت بشر بودن.
          ۲- نوع انسان، مجموعه انسان‌ها.
          ۳- منش یا رفتار انسانی، انسانیت.

            بشقاب

            (بُ) (اِ.) ظرف غذاخوری معمولاً گرد، کمابیش مسطح و لبه دار یا دارای شیبی اندک به طرف داخل.

              بشقاب پرنده

              (~. پَ رَ دِ) [ تر – فا. ] (اِ.) شی ء یا پدیده‌ای به شکل بشقاب که برخی در کشورهای مختلف مدعی دیدار آن هستند و بیشتر مردم گمان می‌کنند که از کرات دیگر آمده‌اند.

                بشک

                (بَ) (اِ.)
                ۱- شبنم.
                ۲- برف.
                ۳- تگرگ.

                  پیمایش به بالا