اسم

بشری

(بُ را) [ ع. ]
۱- (مص م.) مژده دادن.
۲- (اِ.) مژده، مژدگانی.

    بش

    (بُ) (اِ.) = پش. فش. بشک: موی گردن اسب، یال.

      بش

      (بِ) (اِ.) از اتباع خوش، خوش و بش.

        بش

        (بَ) (اِ.) هر بندی به ویژه بندی که از آهن، برنج و یا نقره که برای قفل کردن صندوق درست کنند.

          بشارت

          (بَ رَ) [ ع. ]
          ۱- (اِمص.) خبر خوش دادن، نوید دادن.
          ۲- (اِ.) مژده، خبر خوش.
          ۳- نکویی، جمال.

            بشاش

            (بَ شّ) [ ع. ] (اِ.) گشاده روی، خوشروی، خوش منش.

              بشاورد

              (بُ وَ) (اِ.) زمین تپه ماهور، زمین ناهموار.

                بشترم

                (بُ تُ یا تِ رَ) (اِ.) = بشتر: جوش‌های ریز و متورم که روی پوست بدن ظاهر شود و خارش بسیار دارد.

                  پیمایش به بالا