اسم

نار

[ ع. ] (اِ.) آتش، آذر. ج. نیران.

    ناحفاظی

    (حِ ظِ) [ فا – ع. ] (اِمص.) بی شرمی، به ناموس دیگران با چشم بد نگاه کردن.

      ناحیه

      (یَ یا یِ) [ ع. ناحیه ] (اِ.)
      ۱- جهت، کرانه، جانب.
      ۲- مملکت، کشور. ج. نواحی.

        ناخ

        (اِ.) ناف، سوراخی که در وسط شکم باشد.

          ناخن

          (خُ یا خَ) [ په. ] (اِ.) ماده شاخی که انتهای فوقانی انگشتان دست وپای انسان و بعضی از جانوران را می‌پوشاند.

            ناخنک

            (خُ نَ) (اِ.)
            ۱- ناخن کوچک.
            ۲- گوشه ناخن که در گوشت فرو رفته باشد.
            ۳- لکّه‌ای به شکل ناخن که در چشم بوجود می‌آید.

              ناخنه

              (خُ ن) (اِ.) گوشت زایدی که در گوشه چشم بوجود می‌آید.

                ناجم

                (جِ) [ ع. ] (اِفا.)
                ۱- سرکش، طاغی.
                ۲- درخشنده، طلوع کننده.

                  پیمایش به بالا