اسم

ناتورالیسم

[ فر. ] (اِ.) از نظر فلسفی به آن رشته از روش‌های فلسفی اطلاق می‌شود که معتقد به قدرت محض طبیعت است و هرگز طبیعت را آلتی در دست نظم بالاتری نمی‌شناسد، و از نظر ادبی مکتبی است که در آن بیشتر به تقلید دقیق و مو به موی طبیعت پرداخته می‌شود.

    ناجح

    (جِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- رستگار شونده.
    ۲- پیروز، پیروزمند.
    ۳- کار سهل، آسان.

      ناجذ

      (جِ) [ ع. ] (اِ.) دندان عقل، آخرین دندان که در دهان شخص ظاهر شود.

        ناجم

        (جِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- سرکش، طاغی.
        ۲- درخشنده، طلوع کننده.

          ناجی

          [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- نجات یابنده، خلاص شونده.
          ۲- رهاننده، نجات دهنده.

            ناچخ

            (چَ) (اِ.)
            ۱- تبرزین.
            ۲- نیزه کوچک.

              نابغه

              (بِ غ) [ ع. نابغه ] (اِفا.)
              ۱- بزرگ، بزرگوار.
              ۲- کسی که دارای هوش و استعداد فوق العاده باشد. ج. نوابغ.

                ناپدری

                (پِ دَ) (اِ.) مردی جز پدر شخص، که با مادر او ازدواج کرده‌است.

                  ناب

                  [ ع. ] (اِ.) دندان نیش. ج. انیاب.

                    پیمایش به بالا