اسم

بزاق

(بُ) [ ع. ] (اِ.) آب دهان، ترشحاتی که از غدد زیر زبانی ایجاد می‌شود.

    بزباش

    (بُ) (اِ.) نوعی آبگوشت که با گوشت بُز، حبوبات، سبزی و مواد دیگر درست کنند.

      بزداغ

      (بِ یا بُ) (اِ.) ابزاری که به وسیله آن زنگ آیینه، تیغ و مانند آن را بزدایند.

        بزرک

        (بَ رَ) (اِ.) دانه گیاه کتان که از آن روغن گیرند.

          بز

          (بَ) (اِ.) آیین، قاعده، طرز، روش.

            بز

            (بَ زّ) [ ع. ] (اِ.) جامه کتانی یا پنبه‌ای.

              پیمایش به بالا