اسم

بدیهه

(بَ هِ) [ ع. بدیهه ] (اِ.) بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن.

    بدیهیات

    (بَ یّ) [ ع. ] (اِ.) جِ بدیهه.
    ۱- امور بدیهی، چیزهای کاملاً آشکار و واضح.
    ۲- وقایع غیرمنتظره.

      بذر

      (بَ) [ ع. ] (اِ.) تخم، دانه. ج. بذور.

        بدمینتون

        (بَ تُ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی ورزش شبیه تنیس که دو یا چهار بازیکن دارد.

          بدن

          (بَ دَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- ساختمان کامل یک موجود زنده.
          ۲- تن، پیکر.

            بدن سازی

            (بَ دَ)(اِمر.) تمرین‌ها و ورزش‌های ویژه برای تقویت ماهیچه‌ها و ایجاد یا حفظ تناسب در اندام‌های بیرونی، پرورش اندام.

              بدنه

              (بَ دَ نِ یا نَ) [ ع. ] (اِ.) تنه، پیکر.

                بدهی

                (~.) (اِ.)
                ۱- آنچه بدهکار باید به بستانکار بپردازد.
                ۲- قرض.

                  Scroll to Top