اسم

بخار

(بُ) [ ع. ] (اِ.) گازی که از مواد مرطوب در حال تبخیر جدا شود یا در اثر حرارت از مایعات یا جامدات برخیزد و به هوا رود.

    بخاری

    (~.) (ص نسب.) (اِمر.) دستگاهی که در زمستان برای گرم کردن هوای فضاهای بسته مثل اتاق، کلاس، مغاز، و… به کار برند و در آن با سوزاندن نفت، هیزم و غیره حرارت ایجاد شود.

      بخت

      (بَ) (اِ.) طالع، اقبال، مجازاً زناشویی در مورد دختر یا زن.

        بختک

        (بَ تَ) (اِ.)
        ۱- کابوس.
        ۲- موجودی خیالی.

          بختو

          (بُ تُ) (اِ.)
          ۱- رعد، تندر.
          ۲- هر چیز غرنده.

            بتونه

            (بَ نِ) [ ازع. ] (اِ.) = بتانه: خمیری چسبناک مرکب از گل سفید و روغن بزرک که برای پر کردن درزهای بین شیشه و قاب و همچنین آماده سازی سطح اجسام پیش از رنگ کردن به کار رود، زاماسکه، زامسقه.

              بثر

              (بَ) [ ع. ] (اِ.) جوش و دانه ریز که روی پوست پیدا شود.

                بج

                (بَ) (اِ.)
                ۱- درون دهان.
                ۲- لُپ.

                  بجده

                  (بَ جْ دَ یا بُ جُ دَ) [ ع. ] (اِ.) باطن و حقیقت کاری.

                    Scroll to Top