اسم

بخت

(بَ) (اِ.) طالع، اقبال، مجازاً زناشویی در مورد دختر یا زن.

    بختک

    (بَ تَ) (اِ.)
    ۱- کابوس.
    ۲- موجودی خیالی.

      بختو

      (بُ تُ) (اِ.)
      ۱- رعد، تندر.
      ۲- هر چیز غرنده.

        بحر

        (بَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – دریا. ج. بحار.
        ۲- وزن شعر.

          بتونه

          (بَ نِ) [ ازع. ] (اِ.) = بتانه: خمیری چسبناک مرکب از گل سفید و روغن بزرک که برای پر کردن درزهای بین شیشه و قاب و همچنین آماده سازی سطح اجسام پیش از رنگ کردن به کار رود، زاماسکه، زامسقه.

            بثر

            (بَ) [ ع. ] (اِ.) جوش و دانه ریز که روی پوست پیدا شود.

              بج

              (بَ) (اِ.)
              ۱- درون دهان.
              ۲- لُپ.

                بجده

                (بَ جْ دَ یا بُ جُ دَ) [ ع. ] (اِ.) باطن و حقیقت کاری.

                  Scroll to Top