اسم

بتونه

(بَ نِ) [ ازع. ] (اِ.) = بتانه: خمیری چسبناک مرکب از گل سفید و روغن بزرک که برای پر کردن درزهای بین شیشه و قاب و همچنین آماده سازی سطح اجسام پیش از رنگ کردن به کار رود، زاماسکه، زامسقه.

    بثر

    (بَ) [ ع. ] (اِ.) جوش و دانه ریز که روی پوست پیدا شود.

      بج

      (بَ) (اِ.)
      ۱- درون دهان.
      ۲- لُپ.

        ببین و بترک

        (بِ نُ بِ تَ رَ) (اِ.) نوعی مهره که برای دفع چشم زخم بر کلاه یا گردن کودکان آویزند.

          بت

          (بُ) (اِ.)
          ۱- تندیسی ساخته شده از سنگ، چوب، فلز یا هر چیز دیگر به شکل انسان یا حیوان که به جای خدا مورد پرستش قرار بگیرد. معبود.
          ۲- معشوق.

            بتا

            (بِ) [ یو. ] (اِ.)
            ۱- نام حرف دوم یونانی.
            ۲- ذره‌ای با بار منفی شامل باریکه‌ای از الکترون‌ها که از اجسام رادیو اکتیو گسیل می‌شود.
            ۳- دومین ستاره هر صورت فلکی به لحاظ روشنایی.

              بتاور

              (بَ وَ) (اِ.)
              ۱- عاقبت، سرانجام.
              ۲- بآلاخره.

                بتخانه

                (بُ نِ) (اِمر.)
                ۱- بتکده، جایی که در آن بت را نگهداری و پرستش می‌کنند.
                ۲- حرم، حرمسرا.

                  بتفوز

                  (بَ) (اِ.)
                  ۱- گرداگرد دهان انسان و حیوان.
                  ۲- پوز، پوزه.

                    پیمایش به بالا