بچه دان
(~.) (اِمر.) رحم، زهدان.
(بَ نِ) [ ازع. ] (اِ.) = بتانه: خمیری چسبناک مرکب از گل سفید و روغن بزرک که برای پر کردن درزهای بین شیشه و قاب و همچنین آماده سازی سطح اجسام پیش از رنگ کردن به کار رود، زاماسکه، زامسقه.
(بُ) (اِ.)
۱- تندیسی ساخته شده از سنگ، چوب، فلز یا هر چیز دیگر به شکل انسان یا حیوان که به جای خدا مورد پرستش قرار بگیرد. معبود.
۲- معشوق.
(بِ) [ یو. ] (اِ.)
۱- نام حرف دوم یونانی.
۲- ذرهای با بار منفی شامل باریکهای از الکترونها که از اجسام رادیو اکتیو گسیل میشود.
۳- دومین ستاره هر صورت فلکی به لحاظ روشنایی.