اسم

بال

(اِ.) اندام پرواز در پرندگان، حشرات و خفاش.

    باغچه

    (چِ) (امصغ.)
    ۱- باغ کوچک.
    ۲- زمین کوچکی که در حیاط برای کاشتن گل و درخت و سبزی آماده کنند.

      باغنده

      (غَ یا غُ دِ یا دَ) (اِ.) = پاغنده. باغند. پاغند: پنبه حلاجی کرده، پنبه زده شده. غنده و غند نیز گویند.

        باطن

        (طِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- پنهان، درون چیزی. ج. بواطن.
        ۲- حقیقت، اصل.

          باع

          [ ع. ] (اِ.)
          ۱- اندازه دو دست که از هم گشوده باشد.
          ۲- فروشنده.

            باغ

            [ په. ] (اِ.) زمینی که دور آن را دیوار کشیده و در آن میوه یا گل کاشته شده‌است، بوستان. ؛ توی ~ نبودن کنایه از:
            ۱- متوجه اصل مطلب نبودن.
            ۲- پخته نبودن.

              Scroll to Top