اسم

باریوم

(یُ) [ فر. ] (اِ.) فلزی که در طبیعت به صورت کربنات و سولفات یافت می‌شود و آن به ر نگ سفید مایل به زرد است. چگالی آن ۶/۳ است و هیچ گونه اهمیت صنعتی ندارد و مانند کلسیم آب را به آسانی تجزبه می‌کند. از غیرمحلول ترین اجسام است و چون اشعه ایکس از آن نمی‌گذرد در عکس برداری از روده‌ها از آن استفاده می‌شود.

    باز

    [ فر. ] (اِ.) اجسامی جامد و سفیدرنگ و بسیار نمگیر که در آب بسیار حل می‌شوند و در اثر گرما خیلی زود گداخته می‌گردند.

      باز

      [ په. ] (اِ.) پرنده‌ای شکاری با چنگال‌های قوی و منقاری کوتاه و محکم.

        باز

        (اِ.) واحد طول که دو نوع است:
        ۱- از سرِ انگشتان تا آرنج.
        ۲- فاصله دو دست موقعی که از طرفین گشوده شود.

          باز خشین

          (زِ خَ) (اِ. ص.) نوع بسیار خوب باز که پشت آن به رنگ کبود و چشم‌هایش سیاه می‌باشد.

            بازار

            [ په. ] (اِ.)
            ۱- محل خرید و فروش کالا.
            ۲- نیرنگ، فریب.
            ۳- پیشامد، ماجرا.
            ۴- بهانه، بیهودگی.
            ۵- مجازاً ارزش و اعتبار. ؛ ~ شام کنایه از: شلوغی و ازدحام.

              پیمایش به بالا