اسم

باره

(~.) (اِ.)
۱- دفعه، مرتبه.
۲- تحفه، ارمغان.

    بارهنگ

    (هَ) (اِمر.) = بارتنگ: گیاهی با ساقه‌های نازک وبرگ‌های بیضی شکل، بلندیش تا نیم سانتی متر می‌رسد، دانه‌های ریز و لعاب دار دارد که خاصیت نرم کننده و ملین دارد.

      باروت

      [ تر – ع. ] (اِ.) مخلوطی از نیترات پتاسیم، گرد زغال و گوگرد که آن را در لوله تفنگ، توپ و دیگر سلاح‌های آتشین می‌گذارند و نیز در آتش بازی به کار می‌برند.

        باروک

        (رُ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- این واژه اولین بار در جواهرسازی به مروارید نامنظم و یا سنگی که تراش نامنظم خورده گفته می‌شد.
        ۲- نام مکتبی در معماری و موسیقی در قرن ۱۶ میلادی که ویژگی‌های آن: تنوع در طراحی، تضاد و اختلاف بین قسمت‌های مختلف، فراوانی اشکال و در هم بودن شیوه ترکیب عناصر و… می‌باشد.

          بارومتر

          (رُ مِ) [ فر. ] (اِ.) اسبابی برای اندازه گیری فشار جو، فشارسنج هوا، فشار – سنج. (فره).

            بارون

            (رُ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- از القاب اشراف زمین دار اروپا.
            ۲- عنوانی احترام آمیز برای مردان ارمنی، آقا.

              پیمایش به بالا