بادگانه
(نِ) (اِمر.) دریچه مشبکی که توسط آن از درون اتاق بیرون را توان دید و به عکس.
(دَ) (اِ.) بازیچهای با یک چارچوب سبک و پوششی نازک از کاغذ یا ماده دیگر که به رنگها و شکلهای گوناگون میسازند، گاه دنبالهای از حلقههای کاغذ رنگی بر آن میچسبانند، یک سرش را به ریسمان بلندی میبندند و در هوای بادی به پرواز درمی آورند.
(اِمر.)
۱- پارچهای که به دکل کشتی بندند تا با وزیدن باد کشتی به حرکت درآید، شراع.
۲- آستین، گریبان، قبا.
۳- کنایه از: آدم سبکسری که با مردم موأنست کند.
۴- پیاله، ساغر.
۵- پس و پیش گریبان.
(بُ) (اِمر.)
۱- پارچهای گرد و کوچک از چوب که هنگام رشتن و چرخاندن دوک آن را به روی دوک نصب کنند.
۲- چرخ.
(بِ زَ)(اِمر.) = بادبیزن: بادزن، مروحه، آ ن چه که بدان باد زنند و آن شامل چند نوع است: بادبزن برقی، بادبزن دستی و غیره.