باج
[ په. ] (اِ.) کلیه دعاهای مختصر که زرتشیتان آهسته به زبان میرانند. واج و واژ و باژ نیز گویند.
(اِ.)
۱- آنچه که در قدیم پادشاهان بزرگ از فرمانروایان زیردست میگرفتند.
۲- خراج، مالیات، عوارض.
۳- گمرک.
۴- جزیه. ؛ ~به شغال ندادن به زور و قلدری تسلیم نشدن.
(جِ س ِ) (اِمر.)با زور و قلدری و به ناحق پول و وجه یا جنس و امثال آن از کسی گرفتن و آن غالباً با «گرفتن» و «دادن» استعمال شود.
(جِ) (اِ.)
۱- دریچه، روزنه بزرگ، گیشه.
۲- جایگاه مخصوص فروش بلیط، و یا دادن پول در بانک و پاکتهای سفارشی در پست خانه و غیره.