اسم

باب

[ ع. ] (اِ.)۱ – در، دروازه.
۲- بخشی از کتاب.
۳- تنگه میان دو خشکی.
۴- واحدی برای شمارش خانه و مغازه.
۵- قسم، گونه.
۶- باره، خصوص: در باب فلانی.
۷- بارگاه سلطان.

    بابا

    ( اِ.)
    ۱- پدر.
    ۲- پدربزرگ.
    ۳- عنوانی برای عارفان و حکیمان: باباافضل، باباطاهر.
    ۴- شخص، کس (عنوانی غیرمحترمانه).

      بابانوروز

      (نُ) (اِمر.) در اصطلاح کودکان، پیری که به شب نوروز (شب اول سال) جامه نو و شیرینی و بازیچه برای کودکان آرد. نظیر بابانوئل مسیحیان.

        بابانوئل

        (ئِ) [ فر. ] (اِمر.) کسی که خود را در شب عی د میلاد مسیح به صورت پیرمردی سپید موی با جامه و شب کلاه سرخ درمی آورد و لباس نو و شیرینی و اسباب بازی برای کودکان می‌آورد.

          آیینه دق

          (~ء دِ) (اِمر.)
          ۱- آیینه‌ای که چهره انسان را زرد و نحیف نشان دهد.
          ۲- کنایه از: آدم عبوس و ترشرو.

            پیمایش به بالا