بابونه
(نِ) (اِ.) گیاهی خوشبو و پُر برگ با شاخههای سبز و باریک و برگهای ریز که دارای گلهای سفیدی است و میان آنها زرد است، در زمینهای شنی و کنار آبگیرها میروید. بابونک، بانونج، هم گفته میشود.
(نِ) (اِ.) گیاهی خوشبو و پُر برگ با شاخههای سبز و باریک و برگهای ریز که دارای گلهای سفیدی است و میان آنها زرد است، در زمینهای شنی و کنار آبگیرها میروید. بابونک، بانونج، هم گفته میشود.
[ فر. ] (اِ.) = باطری: مجموعهای است از چند واحد الکتروشیمیایی یا انباره که محل ذخیره نیروی الکتریستهاست.
[ فر. ] (اِ.) = باطلاق: پهنه زمینی که به علت نداشتن راه زه کشی، رطوبت در آن اشباع شده، به حالت سست و اسفنجی در آمده، گاه تمام یا بخشی از آن را آب فراگرفته، یا گیاهانی بر آن روییدهاست.
[ فر. ] (اِ.) = باتوم. باطوم: میله کوتاهی از چوب یا لاستیک که پاسبانان بر کمر میآویزند و برای سرکوب کردن شورش و جنجال از آن استفاده میکنند.
(نُ) (اِمر.) در اصطلاح کودکان، پیری که به شب نوروز (شب اول سال) جامه نو و شیرینی و بازیچه برای کودکان آرد. نظیر بابانوئل مسیحیان.