آهو
بره (بَ رِّ) (اِمر.) بچه آهو.
[ په. ] (اِ.) جانوری از خانواده تهی – شاخان، جزو راسته نشخوارکنندگان که اقسام مختلف دارد و عموماً دونده بسیار سریع و چابک و دارای دست و پای بلند و چشمان زیباست، غزال، مارال. ؛ پشت ~بسته بودن کنایه از: دور از دسترس بودن.
(هَ)(اِ.)
۱- اکسید کلیسم، جسمی است سفید، جذب کننده رطوبت که از پخته شدن سنگ آهک به دست میآید.
۲- نوره، واجبی.
(هَ) [ په. ] (اِ.)
۱- فلزی است چکش خور که از معادن استخراج میشود و غالباً به شکل اکسید یا کربنات یا سولفوردوفرو وجود دارد و آنها را در کوره میگدازند و آهن خالص به دست میآورند و آن جسمی است سخت و محکم.
۲- شمشیر، تیغ.
۳- زنجیر.
۴- هر سلاح آهنین.
(هَ. مِ) (اِمر.) ورق نازک آهنی که به وسیله آن تختههای صندوقهای چوبی را به هم متصل میکردند.
(~.) (اِمر.)
۱- داغ کردن بخشی از پوست تن جانور با آهن تفته برای نشان گذاشتن یا مداوا.
۲- فرو بردن آهن تفته در آب.
(~. رُ) (اِفا. اِمر.)
۱- هر جسمی که آهن، فولاد، و نیکل را به طرف خود جذب کند. ؛ ~ی القایی جسمی که در اثر مجاورت با آهن ربا خاصیت آهن ربایی پیدا کند. ؛~ی الکتریکی (برقی) میله آهنی که سیم روپوش داری را چندین بار دور آن پیچیده باشند و همین که جریان برق را از سیم روپوش دار عبور دهند، میله آهن خاصیت آهن ربایی پیدا میکند و با قطع جریان الکتریسته دوباره این خاصیت را از دست میدهد. ؛ ~ی ~طبیعی اکسید مغناطیسی آهن است که در طبیعت ایجاد میشود. ؛ ~ی مصنوی جسمی است آهنی یا فولادی که به وسیله مالش دادن به آهن ربای طبیعی یا آهن ربای مصنوعی دیگر یا به وسیله جریان برق خاصیت آهن ربایی پیدا کند.
۲- آلتی است چهارپهلو که کمر آن خمیده و دو سر آن با هم موازی و هم سطح هستند و در خاتم سازی از آن استفاده میشود.