آنک
(~.) (اِ.) آبله.
(نُ دْ) [ انگ. ] (اِ.) مسیری که جریان برق مثبت طی میکند تا در قطب منفی وارد الکترولیت شود. اصطلاحاً قطب مثبت.
(دُ تُ) [ فر. ] (اِ.) سمی که در باکتری وجود دارد و تنها پس از تجزیه یا مردن یا متلاشی شدن یاخته باکتریایی آزاد میشود، درون زهرابه. (فره).
(دُ دِ رْ) [ فر. ] (اِ.)
۱- درونی ترین لایه از سه لایه زاینده اولیه جنین جانور که بخشی از لوله گوارش و ریهها و ساختارهای مربوط از آن پدید آید.
۲- درونی ترین لایه پوست که مانند غلافی بافت آوندی ریشهها و برخی ساقهها را در برگیرد، درون پوست. (فره).
[ فر. ] (اِ.)
۱- عمل تجزیه فیزیکی یا منطقی جسم، تجزیه.
۲- شاخهای از علم ریاضی که به مطالعه رفتار توابع از نظر حد و پیوستگی و مشتق پذیری و غیره میپردازد.
۳- فهرست بندی دادههای یک مسئله و دادههای دیگر مربوط به آن و سپس جست و جوی هدف با مشخص کردن مراحلی که باید طی کرد و سرانجام توجیه نتیجه، تحلیل. (فره).
[ فر. ] (اِ.) درخت کوچکی که در آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی میروید. برگهایش دراز و گلهایش خوشهای است، میوه اش درشت و لذیذ است. از آن کمپوت، مربا و ترشی هم درست میکنند، عین الناس، قشطه.